تبليغاتX
بیا توحالشو ببر................

بیا توحالشو ببر................
 
همه چی درمورد همه چی
فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :
 
Powered By :JustPersian
******************
نام کاربری :
کلمه عبور :
 
Powered By :JustPersian
****************** ****************** ***************** ****************

رونالدو سريعترين فوتباليست جهان شناخته شد. ‏
کريستيانو رونالدو، مهاجم رئال مادريد، به عنوان سريع‌ترين بازيکن فوتبال جهان شناخته شد. ‏

به گزارش خبرگزاري مهر، مجله اشپيگل از کريستيانو رونالدو به عنوان سريع‌ترين بازيکن جهان نام برده است. اين بازيکن بالاتر از آرين روبن از بايرن مونيخ، تئو والکات از آرسنال و وين روني از منچستريونايتد قرار گرفت. ‏ برپايه گزارش اين نشريه آلماني، سرعت رونالدو 6/33کيلومتر در ساعت است و روبن با 9/32کيلومتر در ساعت در جايگاه دوم قرار مي‌گيرد. ‏
رابين فن پرسي، مهاجم مصدوم آرسنال، پنجمين بازيکن سريع جهان است. ميانگين سرعت اين بازيکن هلندي 1/32 کيلومتر در ساعت است.

گفتنی است سریعترین انسان جهان اوسین بولت ۷/۴۴کیلومتر سرعت دارد.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 توسط دیااکو

تصویر یکی از دو توپ مورد استفاده در فینال جام جهانی در سال ۱۹۳۰ در اروگوئه که بین آرژانتین و اروگوئه برگزار شد.
در مسابقهء فینال هر دو تیم اصرار داشتند که با توپی که آنها آورده بودند بازی انجام شود!چون آنموقع هنوز قوانین مدونی برای فوتبال در نظر گرفته نشده یود.
با صلاحدید مسئولین فیفا تصمیم بر این گرفته شد که یک نیمه از توپ آرژانتین و یک نیمه نیز با توپ اروگوئه بازی شود.
در نیمه اول قرعه بنام آرژانتینی ها افتاد و آنها این نیمه را با نتیجه دو بر یک جلو افتادند اما در نیمه دوم این اروگوئه ای ها بودند با استفاده از توپ خودشان سه گل زدند و توانستند آن مسابقه را با نتیجهء چهار بر دو به پایان برسانند و قهرمان اولین دورهء جام ژول ریمه شوند.این توپ که میبینید متعلق به اروگوئه ای هاست و اکنون در موزهء فیفا نگهداری میشود.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 توسط دیااکو
سریعترین های جهان  

 

Image_1.jpg

سریعترین ماهی: sailfish سرعت: ۱۱۰ کیلومتر در ساعت
 

Image_2.jpg

سریعترین ماشین: Shelby Super Cars Ultimate Aero سرعت: ۴۱۲ کیلومتر در ساعت
 

Image_3.jpg

سریعترین قطار: Shanghai Maglev Train سرعت: ۵۸۱ کیلومتر در ساعت
 

Image_4.jpg

سریعترین هواپیما: X-43 Aircraft سرعت: ۱۲۱۴۴ کیلومتر در ساعت
 

Image_5.jpg

سریعترین موتور: Ducati Desmosedici RR GP Replica سرعت: ۳۲۰ کیلومتر در ساعت
 

Image_6.jpg

سریعترین حیوان: چیتا سرعت: ۱۱۳ کیلومتر در ساعت
 

Image_7.jpg

سریعترین پرنده: Spine tailed swift سرعت: ۱۷۱ کیلومتر در ساعت

Image_8.jpg

سریعترین انسان: Usain Bolt سرعت: ۴۰ کیلومتر در ساعت


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 توسط دیااکو
- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : خرگوش

ب : گوسفند

پ : گوزن

ت : اسب



2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : میمون 

ب : شیر

پ : مار 

ت : زرافه



3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : سگ 

 ب : گربه

پ : اسب

ت : مار



4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟

الف : شیر

ب : مار

 پ : تمساح

 ت : کوسه
 


5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟
الف : گوسفند

 ب : اسب

پ : خرگوش 

 ت : پرنده



6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟
الف : انسان 

 ب : خوک 

 پ : گاو

 ت : پرنده



7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟
الف : دایناسور

ب : ببر

 پ : خرس قطبی

 ت : پلنگ



8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟
الف : شیر

ب : گربه

پ : اسب 

 ت : کبوتر

تحلیل در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم آبان 1388 توسط دیااکو

دوستان با مراجعه به لینک زیر دقیقترین امار مرگ و میر-زاد و ولد-نفت و گاز -و..................رو می تونید(به زبان فارسی) ثانیه به ثانیه تعقیب کنید.

http://www.worldometers.info/fa


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم آبان 1388 توسط دیااکو
سلام

از اینکه به وب خودتون اومدید خوشحالم و خوش آمد میگم بهتون

بازم بیاین ضرر نمی کنید

اگه خواستید با هم تبادل لینک کنیم من رو با اسم @ دیااکو @ لینک کنید و در بخش نظرات بهم بگید تا من هم شما رو با اسم دلخواهتون لینک کنم

نظر یادتون نره.نظرات شما باعث دلگرمی ماست.

خیلی ممنون 


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 توسط دیااکو
سلام دوستهای خوبم

امیدوارم که حالتون خوب باشه

گوگل روز به روز داره امکانات به وب سایتش اضافه میکنه این بار نوبت یه امکان بسیار جالب و مفید برای کسانی که زبان انگلیسی و دیگر زبانهای خارجی رو بلد نیستن است.این بخش از گوگل میتونه هر متنی رو که به اون بدی به هر زبانی که باشه به فارسی ترجمه کنه والبته هر سایتی رو هم بهش بدی کامل به فارسی ترجمه کنه

برای استفاده از این امکان اینجا را کلیک کنید.

امیدوارم که از این مطلب خوشتون اومده باشه.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم مرداد 1388 توسط دیااکو

 پاره آجر

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.
پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند. پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. "براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".
مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت.... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد ....

  در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 توسط دیااکو
این سال دیگه میریم راهنمایی. دو سال دیگه میریم دبیرستان. یکسال دیگه دیپلم.. و مدام این جمله روی زبونمون بود. وقتی بزرگ شدم. وقتی بزرگ شدم.با هر نوبرانه چشمها رو میببستیم و آروز میکردیم. چقدر آرزو داشتیم ...
دنیا دنیا امید..
روزی که نوبرانه زردآلو بود و چشمها رو بستم و خواستم در دل آرزویی کنم و هیچ چیز از دل به زبان نیامد و فهمیدم بزرگ شدم.چشم رو باز کردم و نوبرانه زرد آلو در دستم و من بی‌آرزو. چقدر بزرگ شدن درد آور بود.بزرگ شدیم و هیچ نشد...
حالا از مهر تا خرداد هر روز مثل دیروز و از خرداد تا مهر امروز مثل دیروز. هر سال که گذشت هیجان ها کم تر و کم تر شد. سالها تکراری تر...
کار و کار و کار برای هیچ..
آرزو ها حسرت شد و ماند و بیمهایی که داشتیم که روزمرگی رو دچار نشیم شد زندگی و فهمیدیم که زندگی چیزی نیست جز همانی که بزرگترها داشتن و مامی‌ترسیدیم از دچار شدن بهش..
آخرین بزنگاه بود بزرگ شدن..
دیگه می‌تونستیم از خیابان‌ها رد بشیم. ردشدیم بارها و بارها و بی پناه..
خوشا روزهایی که نمی‌توانستیم و دستهایمان را به دست بزرگ و نرم پدرمیدادیم و طعم تکیه‌گاه را می‌چشیدیم..
بزرگ شدیم و همه شبها به تنهایی گذشت و خوشا شبهایی که بهانه مریضی و ترس به تختخواب بزرگ و نرم پدر و مادر میلغزیدیم و خوش میخوابیدیم.
بزرگ شدیم و دستها به جیب رفت و روبروی دستگاه بی حس و سرد عابر بانک پول می‌گیریم و چه کیفی داشت ده تومانی و پنجاه تومانی‌هایی که از دست پدر میگرفتیم با لبخند.
دیگه نه امیدی به سال دیگه.نه به خرداد ونه به مهر.
تا بچه هستيم بزرگ شدن چه اميد شيرينی است و بزرگ که میشویم بچگی حسرتی بزرگ
ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 توسط دیااکو
روزي، سنگتراشي که از کار خود ناراضي بود و احساس حقارت مي کرد، از نزديکي خانه بازرگـاني رد مي شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را ديد و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: اين بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد در يک لحظه، او تبديل به بازرگاني با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر مي کرد که از همه قدرتمند تر است، تا اين که يک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او ديد که همه مردم به حاکم احترام مي گذارند حتي بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم يک حاکم بودم، آن وقت از همه قوي تر مي شدم!در همان لحظه، او تبديل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالي که روي تخت رواني نشسته بود، مردم همه به او تعظيم مي کردند. احساس کرد که نور خورشيد او را مي آزارد و با خودش فکر کرد که خورشيد چقدر قدرتمند است.او آرزو کرد که خورشيد باشد و تبديل به خورشيد شد و با تمام نيرو سعي کرد که به زمين بتابد و آن را گرم کند.پس از مدتي ابري بزرگ و سياه آمد و جلوي تابش او را گرفت. پس با خود انديشيد که نيروي ابر از خورشيد بيشتر است، و تبديل به ابري بزرگ شد.کمي نگذشته بود که بادي آمد و او را به اين طرف و آن طرف هل داد. اين بارآرزو کرد که باد شود و تبديل به باد شد. ولي وقتي به نزديکي صخره سنگي رسيد، ديگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قوي ترين چيز در دنيا، صخره سنگي است و تبديل به سنگي بزرگ و عظيم شد.همان طور که با غرور ايستاده بود، ناگهان صدايي شنيد و احساس کرد که دارد خرد مي شود. نگاهي به پايين انداخت و سنگتراشي را ديد که با چکش و قلم به جان او افتاده است!

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 توسط دیااکو
درباره وبلاگ

سلام
خیلی به وبلاگ خودتون خوش اومدین
من دیاکو (اسم اولین پادشاه ماد)
رنگ مورد علاقم بنفشه.از محسن یگانه خیلی خوشم میاد.از دروغ خیلی بدم میاد.دوست دارم آدما با هم دیگه صادق باشن و ..........
این وبلاگم درست کردم که باهاش شما رو سرگرم کنم و در عین حال خودمم سرگرم بشم
اگه خواستین که باهم همکاری کنیم و با هم در ارتباط باشیم این آی دی منه:
Diako_3368@yahoo.com